بهار، همیشه با وعده هایی از سرسبزی و بوی تازگی آغاز می شود؛ زمانی که روح انسان تشنه رهایی از سرمای زمستان است. در آن روزهای خاص، جاده های منتهی به کرج، تنها مسیرهای عبور نبودند، بلکه رگ های پر از هیجان مردم بودند که به سوی لبخندها حرکت می کردند. در میان صفوف خودروها، خانواده هایی بودند که تمام معنای “زندگی” را در دل ماشین هایشان جا داده بودند. آنها برای سیزده بدر آماده شده بودند؛ با لباس های نو که بوی تازگی می داد، با سبدهای میوه که رنگ شادی داشتند، و با چشم هایی که از شدت شوق دیدن طبیعت، می درخشیدند. کودکان در صندلی های عقب، نه تنها با اسباب بازی هایشان، بلکه با رویاهای کوچکی مثل “دیدن گل ها” و “بازی در چمنزارها” مسافر بودند.
اما سرنوشت، نقشه دیگری برای این مسافران بی گناه داشت. درست در جایی که جاده به پل B2 می رسید، جایی که باید گذاری از یک مسیر همیشگی می بود، ناگهان سکوت جاده با غرش مرگ شکسته شد. در یک چشم به هم زدن، آن فضای پر از امید و رنگ، در میانه یک انفجاری مهیب، در غباری از دود و خاکستری سیاه فرو رفت. آن لحظه، تضاد عجیبی میان هستی و نیستی شکل گرفت؛ تضاد میان لباس های رنگارنگ سفر و سیاهی بی رحمانه آوار.
مظلومیت این قربانیان، فراتر از یک حادثه ساده است؛ این یک فاجعه انسانی است. اگر از خود بپرسیم چرا این خانواده ها؟ پاسخ در همان معصومیت آنهاست. آنها نه در جبهه های جنگ بودند، نه درگیر منازعات سیاسی بودند و نه می دانستند که جهان بیرون از خودروهای کوچکشان، چه قدرتی در دست دارد که می تواند در یک لحظه، تمام برنامه های یک زندگی را نابود کند. آنها فقط می خواستند از زندگی لذت ببرند؛ می خواستند با تغییر فصل، به زندگی خود رنگی تازه ببخشند. اما به جای رسیدن به آغوش طبیعت، به آغوش مرگ سپرده شدند.
پس از این وقتی از پل B2 صحبت می کنیم، دیگر فقط از یک سازه مهندسی حرف نمی زنیم؛ ما از پلی حرف می زنیم که بخشی از روح آن خانواده ها را در خود حبس کرده است. هر بار که بهار از راه می رسد، یاد آن روزهایی می افتیم که به جای جشن سیزده بدر، سوگ بی گناهانی را گرفتیم که در مسیر رسیدن به شادی، به ابدیت پیوستند. آنها قربانی خشونتی شدند که هیچ پیوندی با آرزوهای آنها نداشت. این فاجعه، زخمی است بر پیکره شهر و وجدان بشریت؛ یادآوری تلخی که می گوید گاهی، در میانه مسیر رسیدن به شادی، بی گناهان، قربانی تلاطم های دنیایی می شوند که هرگز برای آنها، معنایی نداشته است.
پل B2، از آن روز به بعد، برای ما نه فقط یک مسیر عبور، بلکه نمادی از یک پرسش بی پاسخ است: چگونه می شود شادی یک خانواده، در یک لحظه، زیر آوار بی رحمی جهان، به خاکستر بدل شود؟ خدایا به لطف خود شادی از دست رفته این خانواده ها را در دنیا و آخرت جبران فرما